جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )
176
ايران وقضيهء ايران ( فارسي )
است و مأمور نامهرسانى بين آنجا و شهر هراتاند و اين خدمتگزارى را بر اطاعت از فاتحان شمالى كه سخت بدشان مىدارند ترجيح مىدهند . در اين دو سه صفحه عكسى از نوباد گلدى كه سردستهء تركمن بود ملاحظه مىشود كه من با دوربين كداك خود در دهكده امامقلى برداشتم . وى سوار اسب تركمنى سفيد است كه دمش را با حنا رنگ مىكرده و با آنكه حيوان جثهء چشمگيرى يك سوار تركمن نداشت ، ولى تندتر و طولانىتر از همه چارپايان كاروان سوارى مىداد . سرعت خوشآيند او يورغهء خاصى بود كه تركمنها به اسب خود تعليم مىدهند و به اين شكل است كه در حال يورغه دو پاى عقبى اسب خيلى بازتر از معمول است و ايرانيان اين علامت را دليل مرغوب بودن اسب مىدانند كه به زانو نمىافتد و چنين اسبى را « اسب شلوارى گشاد » مىنامند .